تردید

حس خوبی ندارم

افکارم پریشان است

پاهایم در جدال

میان ماندن و رفتن

دلم در تردید

میان دوست داشتن و نداشتن

و تو چه ساده

با آرامشی خاص

لبخند مصنوعیت را نثارم می کنی

و چه بی احساس

مرا در آغوش می گیری

نوازشم می دهی

کهاین خود تردیدی مضاعف است

در ماندن و

دوست داشتن !

نمی دانم ....؟!

اسیر کدام طوفان شدی

که شعله ی عشق را در تو به خاموشی برد

و مرا در تاریکی نگاهت

غرق ساخت ؟!

تنها 5/4/91

 

/ 0 نظر / 23 بازدید