ღஜღصــــــدای ســـکــوتღஜღ
روزی که نگاهمان در هم آمیخت … می خواستم بگویم که… اما سکوت کردم حس کردم ، ازنگاهم ، رازم را خوانده باشی … 
نويسندگان

http://sookoott.persianblog.ir/

اعتماد

واژه ی ناپیدای این روزها

در روزگارمان

تا میشنوم نامش را

خنده ام میگیرد

خنده ای تلخ

تلخ تر از گریه ی شیرین بر تن بی جان فرهاد

می سوزد پشتم

از آن دشنه ی بر جای مانده ی دیروز


وصدایی از درونم

فریاد میکشد

به که میشود اعتماد کرد؟

به رفیقی که نارفیقی با ما کرد؟

یا به آن دوستی

که نمک خورده و نمکدان را له کرد؟

به که میشود اعتماد کرد...؟

به آن، به ظاهر دین دار

یا به آن که بی دین می نامندش

به که میشود اعتماد کرد...؟

فقط یک جمله میتوان گفت:

درود به آن شیر پاک خورده ای که گفت:

اگر دین نداری

لااقل جوانمرد باش....

تنها 1391/6/7

[ ۱۳٩۱/٦/۸ ] [ ٩:٤٠ ‎ب.ظ ] [ A_M ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

دست نوشته های عاشقانه امیدوارم که لحظات خوبی را دراین وبلاگ داشته باشید !
صفحات اختصاصی
امکانات وب
RSS Feed



فونت زيبا سازفونت زيبا ساز



برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب


قالب میهن بلاگ تقویم جلالی

ابزار متحرك زیباسازی وبلاگ



Online User

كد موسيقي براي وبلاگ

جاوا اسكریپت