ღஜღصــــــدای ســـکــوتღஜღ
روزی که نگاهمان در هم آمیخت … می خواستم بگویم که… اما سکوت کردم حس کردم ، ازنگاهم ، رازم را خوانده باشی … 
نويسندگان

امروز چو روزهای پیشین

خسته از زمانه و نالان از دست مردم

به خانه آمدم

جسم و روح خسته و

در ستیز با هم

یکی خفتن میخواهد

و دیگری نوایی آرامش بخش...

در میان این جدال؛ نوایی شنیدم

نوایی که صدای عشقم بود

عشق جاودانم؛همسرم

خبری داد

خبری که خوش آمد روح و جسمم را

خبری که تپش قلب را توان مضاعف بخشید

دست و پا را سست کرد

چشم را بارانی ساخت و

صدا را لرزان نمود

خبری که زندگی عاشقانه را عاشقانه تر می کرد

خبری که نوید پدر شدن می داد...

سلام بر تو ای ثمره ی عشق جاودانه ی من....

از امروز من در انتظارم

برای در آغوش کشیدن تو ....

امین25/4/1392                                        

[ ۱۳٩٢/٥/۱۳ ] [ ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ ] [ A_M ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

دست نوشته های عاشقانه امیدوارم که لحظات خوبی را دراین وبلاگ داشته باشید !
صفحات اختصاصی
امکانات وب
RSS Feed



فونت زيبا سازفونت زيبا ساز



برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب


قالب میهن بلاگ تقویم جلالی

ابزار متحرك زیباسازی وبلاگ



Online User

كد موسيقي براي وبلاگ

جاوا اسكریپت